94خوف شديد حمل نمودهاند. 1
گفتنى است با توجه به اينكه اقتدا، يك امر قلبى است و اجبار و تقيه در آن راه ندارد، مراد از عدم چاره از اقتدا، همراهى كامل با امام جماعت و بار كردن آثار صحت جماعت و عدم اعاده نماز است. يعنى گاه شرايط تقيه به گونهاى است كه نمىتوان قرائت كرد و نه امكان اعاده نماز است. در اين صورت شركت در جماعت مخالفين و اقتدا به آنان و بار كردن آثار جماعت صحيحه، مقتضاى تقيه بوده و مجزى است.
بنابراين هر حكم تكليفى كه در اينجا مطرح است، بنا بر قائلين به اقتداى حقيقى اين حكم، مربوط به اقتداست و براى قائلين به دو مبناى ديگر آن حكم، مربوط به حضور و شركت در جماعت مخالفين است. در ادامه بحث، را با توجه به تقيه خوفى و مداراتى پى مىگيريم:
گفتار اول: حكم تكليفى اقتدا در شرايط تقيه خوفى
در فضاى تقيه خوفى، حكم اقتدا يا حضور در جماعت مخالفين به تناسب ميزان خوف متغير است. در شرايطى اين حضور نه تنها جايز بوده، بلكه واجب است و زمانى ديگر مستحب خواهد بود؛ چراكه در اقسام تقيه از نظر حكم شرعى بيان شد اگر در مواردى خوف ضرر به نحوى است كه ترك عملى، غالباً و به تدريج به ضرر مىانجامد، چنين تقيهاى استحباب دارد. 2 شيخ اعظم(رحمه الله) مىفرمايد:
حكم تكليفى تقيه تابع حكم تحفظ از ضرر مظنون است. اگر تحفظ از آن واجب باشد مانند ضرر بر نفس يا ضرر مجحف بر مال، در اين صورت تقيه هم واجب است؛ ولى اگر تحفظ از ضررى مستحب باشد مانند موارد ضرر اندك، يا عدم تحقق