79اين دو عنوان فرق قائل مىشود، به نظر مىرسد به كار بردن اين دو لفظ از طرف اعلام و بزرگان براى عدهاى علىالسويه بوده است؛ بنابراين هر دو لفظ دلالت بر وثاقت دارد. شاهد اين مطلب اين است كه شيخ صدوق براى مشايخ خود از ترضى و ترحم استفاده كرده است؛ همانطوركه نجاشى درباره استادان خود ترحم كرده و حال آنكه غرض هر دو تكريم و تجليل مشايخ خود بوده است.
درهرصورت، اگر مجرد ترضى يا ترحمِ اعلام و اجلا را دال بر وثاقت ندانيم، انصاف اين است كه فراوانى آن، كاشف از اعتماد و وثاقت است. در «ما نحن فيه» نيز ابنعبدوس در اسناد بسيارى از روايات واقع شده است و مرحوم صدوق، در موارد متعددى، وى را مورد ترضى قرار داده است. 1
شيخ طوسى «على بن محمد بن قتيبه» را با عباراتى چون «فاضل» ستوده 2 و نجاشى وى را معتمد «كشّى» در رجال برشمرده و صاحب و همراه فضل بن شاذان و راوى كتب او دانسته است؛ 3 ولى تعبيرى كه ظاهر يا صريح در وثاقت او باشد به كار نبردهاند.
به نظر مىرسد، با توجه به مجموعه تعابيرى كه درباره وى به كار رفته و همراهى و مصاحبتى كه با فضل بن شاذان داشته، كه خود از اجلا و كبار اصحاب امام رضا و امام جواد(عليهما السلام) است، 4 بتوان اطمينان به وثاقت ابنقتيبه پيدا كرد. با توجه به اثبات وثاقت اين دو راوى و جايگاه فضل بن شاذان، اين روايت از نظر سندى معتبر است.
بررسى دلالى
در اين روايت، اقتدا در عنوان «اهل ولايت» حصر شده است. مراد از «اهل ولايت» در لسان روايات ما، شيعه است. اين تعبير در روايات متعدد ديگرى نيز به كار رفته