78ديدگاه موافقان: برخى ديگر از علماى رجال، 1 بين «طلبالغفران»، «طلبالرحمه» و «طلبالرضوان» تفاوت قائل شدهاند. آنان معتقدند «طلبالغفران» جايگاه استعمالى وسيعى دارد و از آنجا كه با عصيان و خطا قابل جمع است، از آن توثيق استفاده نمىشود. ولى ترحم در عرف بر هر شخصى استعمال نمىشود. گرچه از نگاه لغوى به معناى طلبالرحمه بوده و مىتوان براى هر شخصى طلب رحمت كرد. ترضى از ترحم دايره استعمالى كمترى داشته و در مواردى به كار مىرود كه فرد در رتبه بالايى از قداست و جلالت باشد؛ مانند «ابوذر»، «سلمان»، «مقداد» و... . البته الفاظ ديگرى نيز به كار گرفته مىشود كه از نظر معنايى از ترضى نيز بالاتر است؛ مثل «كرّم الله وجهه» كه اهل تسنن براى اميرالمؤمنين(ع) به كار مىبرند.
بنابراين بايد بين تعابير فوق تفصيل قائل شد؛ بعضى بر وثاقت دلالت مىكنند و بعضى ديگر چنين دلالتى ندارند. در اين ميان، ترضى از طرف امام معصوم(ع) و علماى اهل معرفت توثيق محسوب مىشود؛ به ويژه اگر همراه با اكثار نيز باشد. 2
درباره اشكالات نقضى نيز بايد گفت اين اشكالات ناشى از يكى دانستن ترحم و ترضى است و حال آنكه بين اين دو فرق است؛ چراكه از طرفى ترحم را كاشف از وثاقت ندانستهاند و از طرف ديگر مورد نقضى براى ترضى يافت نشده است. از اينجا جواب به اين اشكال كه نجاشى يكى از استادان و مشايخ خود را در عين ترحم، تضعيف كرده است، روشن مىشود؛ زيرا اولاً نجاشى ترحم كرده است نه ترضى؛ ثانياً در ادامه ترحم، تعبير «سامحه الله» 3 را نيز اضافه كرده است.
نظر مختار: آنچه درباره ترضى بيان شد عرفى و پذيرفتنى است و كاشف از وثاقت است؛ ولى در تفاوت بين «ترضى» و «ترحم» بايد گفت هرچند عرف و لغت بين