74گرچه درباره اين بحث اتفاق نظر وجود دارد، بررسى مستندات، اشكالات و ايرادات احتمالى بدان و ارائه پاسخهاى مناسب، لازم به نظر مىرسد. قبل از پرداختن به روايات، تمسك به اصل را كه از جمله ادله شمرده شده است، بررسى مىكنيم.
دليل اول: تمسك به اصل
در اين زمينه برخى به اصل اشتغال يقينى تمسك كردهاند. در تبيين اين اصل مىتوان گفت بعد از اقتدا به عامه و اقامه نماز، در سقوط تكليف به نماز، شك حاصل مىشود و چنين شكى، شك در سقوط مكلّفبه است كه مقام اجراى اصل اشتغال است. بنابراين بايد نماز اعاده شود تا يقين به برائت ذمه حاصل شود. شيخ طوسى مىنويسد: «يقيناً تكليف به نماز در ذمه شخص آمده است و در صورت اقتداى به مخالفين، دليلى بر بريءالذمّه شدن وجود ندارد». 1
نقد و بررسى
تمسك به اصل اشتغال در بحث ما ناتمام است. دليل اين امر اين است كه شك در صحت نمازى كه با اقتداى به فرد عامى اقامه شده است، به شك در شرطيت ايمان در امام جماعت بر مىگردد كه شك در شرطيت شيئى در نماز جماعت است.
مطابق بيان شيخ انصارى(رحمه الله) شك در جزئيت يا شرطيت دو قسم دارد:
گاه جزء يا شرط، خارجى و گاه ذهنى است كه قيد نام دارد. قيد نيز دو صورت دارد: صورت اول جايى است كه قيد از يك امر خارجى منتزع است مانند طهارت كه قيد نماز است و اين قيد منتزع از وضو، يك امر خارج از نماز است. صورت دوم زمانى است كه قيد از خصوصيتى كه با مأمور به اتحاد وجودى دارد انتزاع شود؛ مانند قيد ايمان در رقبه. 2