171همانطوركه از عبارت روشن است، از اين روايت براى تفصيل بين تقيه خوفى و عدم آن استفاده شده است؛ ولى در روايت محل بحث، سخن از خوف نيست و از لفظ تتقيه استفاده شده است كه گرچه استعمال آن در خوف بيشتر است، براى مدارات نيز به كار رفته است. مانند روايت هشام كندى:
قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللهِ(ع) يَقُولُ إِيَّاكُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا يُعَيِّرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ يُعَيَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ كُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَيْهِ زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْهِ شَيْناً صَلُّوا فِي عَشَائِرِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ لَا يَسْبِقُونَكُمْ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْخَيْرِ فَأَنْتُمْ أَوْلَى بِهِ مِنْهُمْ وَ اللهِ مَا عُبِدَ الله بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الْخَبْءِ قُلْتُ وَ مَا الْخَبْءُ قَالَ التَّقِيَّة.
امام صادق(ع) فرمودند: مبادا مرتكب كارى شويد كه ما را در اثر كار شما سرزنش نمايند، چونان كه فرزند بدكاره مايه ننگ پدر مىشود. شما كه از همگان بريدهايد و به ما پيوستهايد، زيور ما باشيد نه مايه ننگ. در مساجد آنان نماز بخوانيد، به عيادت بيمارانشان برويد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد. آنان در كارهاى نيك بر شما سبقت نگيرند؛ زيرا كه شما به كارهاى نيك سزاوارتريد. به خدا سوگند كه طاعتى بالاتر از استتار نيست. من گفتم: استتار يعنى چه؟ ابوعبداللَّه فرمودند: تقيه.
روشن است در اين روايت، مراد از تقيه، مدارات است؛ چراكه به اعمالى ترغيب شده است كه انجام دادن آن، شيعه را در چشم اهل تسنن بزرگ مىكند، نه اعمالى كه انجام دادن آن باعث حفظ مال، جان يا عرض شيعه مىشود. مدارات نيز در كنار خوف، قسمى از تقيه است كه شرايط ثانوى را رقم مىزند.
2. روايت فقه رضوى
ولا تصل خلف أحد إلا خلف رجلين أحدهما من تثق به و تدينه بدينه و ورعه و آخر من تتقي سيفه و سوطه و شره و بوائقه و شنعه فصل خلفه على سبيل التقية. 1