123البته ظاهراً مرادشان از نماز حقيقى، همان نماز جماعت حقيقى يا اقتداى حقيقى است، اما اينكه وجه آن تقيه خوفى باشد يا مداراتى با هر دو سازگار است. توضيح اينكه اسحاق بن عمار در پايان اين نقل مىگويد:
« فَعَلِمْتُ أَنَّ أَبَاعَبْدِاللهِ (ع) لَمْ يَأْمُرْنِي إِلَّا وَ هُوَ يَخَافُ عَلَيَّ هَذَا وَ شِبْهَه » در اين عبارت گرچه كلمه خوف به كار رفته است، از جريانى كه اتفاق افتاد و اينكه عدهاى از مخزوميين و امويين به ديدار او رفته و با او خوشرفتارى كردند، استشمام مىشود خوف جانى يا مالى مطرح نبوده و علت اين امر، بيشتر مورد شماتت و طعنه قرار گرفتن بوده است كه با تقيه مداراتى سازگارتر است.
اشكال
گرچه همسايگان اسحاق تصور كردهاند وى همراه آنان در نماز اقتدا كرده است، از روايت ظاهر نيست كه اسحاق هم اقتدا كرده باشد؛ بلكه سفارش امام به اسحاق مبنى بر داخل شدن با آنان در ركوع و اعتداد به آن ركعت، چه بسا به دليل تقيه بوده و نماز هم فرادا بوده است. اين روايت هم با اقتداى حقيقى تناسب دارد و هم با تقيه و سقوط قرائت. پس تمسك بدان براى اثبات اقتداى حقيقى مشكل به نظر مىرسد. افضل ركعات بودن چنين امرى نيز با هر دو سازگار است.
پاسخ
گرچه اين احتمال مطرح است، ظهور روايت را در اقتداى حقيقى سست نمىكند. داخل در ركوع شدن و يك ركعت به حساب آوردن از لوازم جماعت صحيح است و اگر مراد اين بود كه نماز صورى و فراداست، بيان بيشترى لازم بود كه مثلاً در ركعت بعد قرائت را بخوان يا اينكه بايد نيت فرادا داشته باشى؛ بنابراين ظهور روايت در اقتداى حقيقى پابرجاست.
روايت هفتم: صحيحه على بن جعفر(ع)
عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِي كِتَابِهِ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(ع) قَالَ صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ خَلْفَ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم. 1