80به دليل نداشتن عقل، تكليف از انسان برداشته شده است، معناى اول مراد است. 1
سلفيان در آثار رسمى بزرگانشان، بهعلت بىاعتنايى به مقام عقل، بهصورت مستقل به تعريف عقل نپرداختهاند و اگر هم در جايى به تعاريف آن اشارهاى دارند، براى پاسخگويى به فلاسفه و متكلمان است. 2 بعضى نيز در توجيه نپرداختن سلفيه به عقل و ماهيت آن، گفتهاند كه عقل، همانند روح، از امور غيبى است و چون در كتاب و سنت به بيان صفات عقلا پرداخته شده، اما از تعريف عقل و ماهيت آن خوددارى شده است، ما نيز به ذكر صفات عقلا بسنده مىكنيم. 3
سلفيه مىگويند: لفظ عقل، در قرآن نيامده است؛ مگر بهصورت فعل و در احاديث نيز مدحى درباره عقل نيامده است و احاديثى كه ادعا مىشود در مدح عقل وارد شده، همگى ساختگى است. 4 در اينجا به بعضى تعاريف عقل كه بهصورت استطرادى در كلمات سلفيه آمده است، اشاره مىكنيم:
- عقل غريزهاى است در انسان. 5 اين تعريف، از ابنتيميه و نيز احمد بن حنبل و عبدالله بن مبارك نقل شده است. 6