113پرهيجانتر مىشود و نياز به قواعد منظم و قانونهاى منسجمتر، بيشتر رخ مىنمايد. 1
ارتباط اين موضوع با سلفيان، آنجا خود را نشان مىدهد كه، آنان با اتخاذ رويكرد ظاهرگرايى در فهم معانى قرآن، معتقدند كه الفاظ قرآنى، همه بر معناى حقيقى و واقعى خود حمل مىشود و كلمات و مفاهيم قرآنى، عين واقع را نشان مىدهد؛ براى مثال، اگر در قرآن كلماتى همچون يد، علو و استوا آمده است، اين الفاظ، داراى معناى حقيقى مىباشد و ما حق هيچگونه تأويل يا حمل آنها را بر معناى مجازى نداريم.
در بحث معناشناسى، موضوعاتى را بررسى مىكنيم:
1. تأويل، از ديدگاه وهابيت
تأويل، از ريشه «اَوْل» گرفته شده و به معناى رجوع و بازگشت دادن چيزى به اصل آن است. راغب اصفهانى در مفردات مىنويسد: تأويل از «اول» گرفته شده و به معناى رجوع به اصل است و «موئل» نيز از همين ماده، مكانى است كه به آن رجوع مىشود. او در ادامه مىافزايد: «تأويل، بازگشت دادن چيزى است به آن هدفى كه اراده شده است و اين، بر دو قسم مىباشد: تأويل علمى و تأويل فعلى». 2