59
تحليل و بررسى
قائلان اين ديدگاه، در دليل اول خود به آيه امر به اجابت پيامبر(ص) 1 استناد كردهاند. ما شك نداريم كه دعوت پيامبر اعظم(ص) و بلكه همه پيامبران، به حيات طيبه و سعادت دنيا و آخرت انسانهاست و اجابت پيامبر(ص) نيز اجابت خداوند است و درواقع اطاعت خدا و پيامبر(ص) مقرون به يكديگر است.
پس ركن اصلى دعوت، دعوت به آن چيزى است كه انسان را زنده مىكند؛ يعنى او را از وادى تباهى و گمراهى كه همان مرگ واقعى است، نجات مىدهد و به سوى هدايت و صراط مستقيم و جنت و رضوان الهى كه همان حيات و زندگى واقعى است، رهنمون مىسازد كه به هيچ وجه فنا و زوال نمىپذيرد.
باتوجه به معناى ژرف آيه در دعوت عمومى انسانها به اجابت پيامبر(ص)، براى حيات جاودان و آزادى و آزادگى از قيد و بند نفس، آيا جايى براى اين استناد ضعيف و دور از شأن پيامبر رحمت(ص) و داراى خلق عظيم و مبراى از هر عيب و نقص (معصوم) مىماند؟! تا بگوييم او به زنها نظر نمايد؛ حتى، العياذ بالله، به زن شوهردار و زندگى خانوادهاى را متلاشى كند تا به خواسته نفسش برسد. عجيب است كه ما با استناد به اين آيه، چنين خصيصهاى را براى پيامبر(ص) ثابت نماييم؟! بىترديد چنين تفسيرى از آيه، با توجه به سيره اخلاقى پيامبر(ص)، موجب تنزل شأن والاى پيامبر(ص) مىگردد.
بنابراين، آيه شريفه داراى مضامينى بسيار بلند و سعادتبخش است و به تمامى انسانها مىفرمايد كه سعادت و حيات جاودان شما در گرو پيروى از دستورهايى است كه پيامبر اعظم(ص) شما را به آنها دعوت مىكند. با وجود اين معنا، جايى براى چنين تفسيرهاى ضعيف و ناروايى باقى نمىماند.