146امام جواد(ع) به من نامهاى نوشت كه به فلانى بگو به من مشورت دهد؛ زيرا او به آنچه در شهر خودش مىگذرد و چگونگى برخورد با سلاطين آگاهى دارد. سپس حضرت تأكيد فرمود كه مشورت مبارك است؛ زيرا خدا به پيامبرش در قرآن فرمود: (وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ) . پس اگر آنچه را مىگويد و به ما مىنويسد، صائب به رأى باشد، مىپذيرم و اگر غير از اين باشد، او را بر راه روشن قرار مىدهم. 1
اين روايت به روشنى، شيوه مشورت اهلبيت(عليهم السلام) را كه همان شيوه مشورت پيامبر(ص) است، نشان مىدهد كه در امور مربوط به جامعه اسلامى و مملكتدارى، با افراد آگاه و باتجربه مشورت مىنمودند تا اگر نظر آنها صحيح و مطابق با دين باشد، پذيرفته شود و اگر نباشد، راه درست به آنها ياد داده شود.
با توجه به اين نكته، مشورت، منحصر در امور جنگ نمىباشد؛ بلكه مربوط به تدبير كليه امور جامعه اسلامى است. بىترديد مشورت در جايى است كه نص صريح و وحى نداشته باشيم؛ زيرا در جايى كه نص صريح و وحى باشد، پيامبر(ص) نيز اجازه تصميمگيرى ندارد و اين معنا از «عزمت»، استنباط مىگردد.
وجوب مشاوره
عالمان فريقين، اعم از فقيهان و مفسران درباره اينكه آيا مشاوره بر پيامبر اعظم(ص) واجب يا مستحب بوده است، دو ديدگاه را مطرح كردهاند كه در اينجا، آنها را بررسى مىكنيم و سپس ديدگاه صحيح را بيان مىكنيم:
1. عدهاى از عالمان فريقين، معتقدند با توجه به اينكه (وَ شٰاوِرْهُمْ) به صيغه امر آمده است و امر، ظهور در وجوب دارد، مشاوره بر پيامبر(ص) واجب بوده 2 و حضرت نيز براى پيروى از دستور خداوند، مشاوره را انجام مىداده است. 3 البته