139برمىشمردند 1، به خوبى روشن مىگردد كه تخيير بر پيامبر(ص) واجب بوده است.
حال سؤال اين است كه آيا اين تخيير، نوعى طلاق براى همسران است كه اگر هركدام از آنها جدايى و طلاق را انتخاب نمود، ديگر نياز به اجراى صيغه طلاق نيست يا لازم است پس از اختيار جدايى، صيغه طلاق اجرا شود؟ در اينباره، عالمان شيعه و اهل سنت دو ديدگاه را اينگونه بيان كردهاند:
1. بسيارى از عالمان اهل سنت گفتهاند: اين تخيير و همچنين كلمه (أُسَرِّحْكُنَّ) ، كنايه از طلاق است و ديگر نيازى به اجراى صيغه طلاق نيست و حتى برخى از فقيهان شيعه معتقدند كه تصريح در طلاق است و اين را از خصائص پيامبر(ص) برشمردهاند. 2
2. عدهاى ديگر از عالمان اهل سنت 3 و غالب فقيهان شيعه 4 معتقدند كه با انتخاب جدايى، طلاق واقع نمىشود و ظاهر آيه (أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ) اين را ثابت مىنمايد؛ زيرا اگر با اختيار جدايى، طلاق واقع مىشد، اين دستور لغو بود.
ديدگاه برگزيده
واژههاى (أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ) ، كنايه از مسئله طلاق است. ولى قائلان به نظريه اول، وقوع طلاق را استنباط كردهاند؛ در حالىكه از ظاهر آيه كريمه، چنين برداشت نمىشود. درواقع اگر كسى همسرش را مخير كند بين زندگى كردن و جدايى، كنايه از اختيار و انتخاب يكى از طرفين است؛ نه واقع شدن آن به محض انتخاب.
آنچه از آيه فهميده مىشود اين است كه پيامبر(ص) حق انتخاب را به همسران