73ضمير متكلم معالغير، از تعدد آن سخن به ميان آمده است.
اين دوگانگى در تعبير، به معناى تعارض اين دو دسته از آيات نيست. بلكه راه جمع معقول و پسنديدهاش اين است كه مقصد پايانى كه بازگشت همه به سوى اوست، فقط خداوند است: (إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ). 1ازاينرو ضمير مفرد به كار رفته است. اما آياتى كه با ضمير متكلم معالغير آمده است، به كوشش مجموعهاى از عوامل دستاندركار اشاره شده است: (إِنَّ إِلَيْنٰا إِيٰابَهُمْ). 2در واقع خداوند متعال در انجامدادن امور، علل و وسائط را به كار مىگيرد. بنابراين، صدور يا ظهور همه اشيا از خداست؛ اما با حفظ ترتيب. 3 بنابراين هيچ بعيد نيست كه خداوند در انجامدادن كارهاى خود، از واسطههايى همچون فرشتگان يا انسانهاى كامل استفاده مىكند.
همچنين معرفى فرشتگان يا برخى از آدميان به عنوان محل بازگشت انسانها و محل حسابرسى آنان، هيچ منافاتى با معرفى خداوند به عنوان محل بازگشت انسانها ندارد. همانگونه كه خداى متعال در دنيا انسانهايى را برانگيخت تا احكام آسمانىاش را به مردم بياموزند و راه رسيدن به سعادت ابدى را نشان دهند، در قيامت نيز حسابرسى اعمال بندگان را با واسطه برخى از بندگان انجام مىدهد؛ زيرا پروردگار كه منزه از جسم و جسمانيت است، با انسانهاى داراى جسم مادى تماس نمىگيرد. ازاينرو، همانگونه كه در دنيا با وساطت انبيا و امامان(عليهم السلام) با آدميان ارتباط برقرار مىكند، در قيامت نيز با وساطت فرشتگان، انبيا و امامان، با آدميان ارتباط برقرار مىكند و به حساب اعمالشان رسيدگى مىكند. ازاينرو، حتى اگر ضمير متكلم معالغير در آيات (إِنَّ إِلَيْنٰا إِيٰابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنٰا حِسٰابَهُمْ) 4را به بازگشت به خداى متعال معنا كنيم،