193است؛ يعنى گفتوگو كردن درباره چيزى، ناشى از ياد كردن آن در دل است؛ وگرنه ذكر حقيقى، همان ذكر قلبى و توجه دل به سوى پروردگار است.
همچنانكه به ذكر لفظى به علت آنكه حكايت از ذكر قلبى مىكند، ذكر گفته مىشود، اعمالى را نيز كه انسان در جهت اطاعت از اوامر الهى انجام مىدهد، مجازاً ذكر مىنامند؛ زيرا اين اعمال و طاعات، از توجه شخص به خدا حكايت دارد.
بنابراين در مواردى هم كه ذكرى موجود نيست، با ملاحظه آثار ذكر، عنوان ذكر را به كار مىبريم و به همين ترتيب، در مواردى كه به ظاهر ذكر موجود است، اما آثار و خواص ذكر در ميان نيست، نسيان و غفلت اطلاق مىشود؛ براى مثال كسى كه در ظاهر به ياد خداست، اما معصيت نيز انجام مىدهد، در واقع فاقد ذكر حقيقى است. از اينجا مىتوان دريافت كه تشخيص ذكر واقعى از ذكر غيرواقعى، از طريق آثار آن دو، صورت مىپذيرد. 1 پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود:
مَنْ أَطَاعَ اللهَ فَقَدْ ذَكَرَ اللهَ وَ إِنْ قَلَّتْ صَلَاتُهُ وَ صِيَامُهُ وَ تِلَاوَتُهُ وَ مَنْ عَصَى اللهَ فَقَدْ نَسِيَ اللهَ وَ إِنْ كَثُرَتْ صَلَاتُهُ وَ صِيَامُهُ وَ تِلَاوَتُهُ لِلْقُرْآنِ. 2
كسى كه اطاعت خدا كند، ذكر خدا كرده [و به ياد خدا بوده]؛ گرچه نماز و روزه و تلاوت قرآنش كم باشد و كسى كه معصيت خدا كند، خدا را فراموش كرده است؛ گرچه نماز و روزه و تلاوت قرآنش بسيار باشد.
آيات و روايات بسيارى، انسانها را به ذكر خدا و به ويژه بسيار ياد كردن خدا سفارش مىكنند؛ براى مثال، در قرآن كريم مىخوانيم: (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّٰهَ ذِكْراً كَثِيراً* وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً)؛ «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را بسيار ياد كنيد و صبح و شام او را تسبيح گوييد» (احزاب: 42).