79گونه كه بيان شد - آن است كه انسان به صفا برسد و به مروت و مردانگى بار يابد. انسان جوانمرد دست به سوى كار ذليلانه دراز نمىكند. 1
6 .رفتن به عرفه در عصر جاهليت
وقوف در عرفات و افاضه به مشعر الحرام، مخصوص غير اهل حرم بود و قريش و طوايف مجاور حرم يا وابستگان به قريش از اين وقوف و افاضه معاف بودند.
هر قبيلهاى در عرفه موقفى خاص داشت كه اكنون جز نام چند موضع بر جاى نمانده است. وحدت صفوف حاجيان در اسلام، بىهيچ امتياز و موضعى خاص، سبب شد تا اسامى آن مواضع از ياد برود.
حج در روزگار جاهليت، از ساعات اوليه روز نهم ذى حجّه، نزديك غروب خورشيد آغاز مىشد. پيش از آن، كسانى كه قصد تجارت داشتند، در ماه ذى قعده در بازار عُكاظ گرد مىآمدند و به مدت بيست روز به خريد و فروش مىپرداختند. پس از انقضاى اين ايام، روانه بازار مَجَنّه مىشدند و تا پايان ماه در آن جا به داد و ستد مىپرداختند. چون هلال ذى حجه پديدار مىشد، به ذى المجاز مىرفتند و هشت روز نيز در آن جا به داد و ستد مشغول مىشدند.
روز نهم، منادى بانگ بر مىآورد: «تروُّوا بِالماَءِ لأَنَّهُ لاَ مَاءَ بِعَرَفَةَ وَلاَ بِمُزْدَلِفَة».
«از آب به اندازه برگيريد كه در عرَفه و مُزدلفه آبى نيست.»
اين روز را به همين مناسب «ترويه» گفتهاند. در روز ترويه، موسم بازارهاى حج جاهلى پايان مىيافت.
حجاج در روز نهم ذى حجه وارد عرفه مىشدند. و بنابر نقل جاحظ، لباس خاص حج بر تن مىكردند: «وكانت سيماء أهل الحرم إذا خرجوا من الحرم إلي الحلّ في غير الأشهر الحرم أن يتقلّدوا القلائد ويعلّقوا عليهم العلائق و إذا أوذم أحدهم الحجّ تزيا بزي الحاج». 2
چهره اهل حرم، هنگامى كه در غير ماههاى حرام، از احرام بيرون مىآمدند، آنسان