78پرهيز از سعى بين صفا و مروه، به گونهاى بود كه پيامبر(ص) در عمرة القضاء شرط كرد كه اين دو بت را از بالاى دو كوه صفا و مروه بردارند. از اين رو بتپرستان هنگام مناسك و مراسم حج و عمره مسلمانان، آن دو را بر مىداشتند.
اين وضع تا زمان فتح مكه در سال هشتم هجرى ادامه داشت و به فرمان پيامبر(ص) اين دو بت را شكستند و در عين حال مسلمانان از سعى ميان صفا و مروه اكراه داشتند.
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: يكى از مسلمانان صدر اسلام، با اين استدلال كه چون بالاى اين دو كوه قبلاً بت بوده و پس از آن هم بت نصب مىكنند، من سعى نمىكنم. در اين مورد از پيامبر خدا(ص) پرسيدند: آيه شريفه: ( إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا ). 1 براى رفع اين اكراه نازل شد و سپس مسلمين به امر پروردگار اين عمل عبادى را انجام دادند.
صفا و مروه همچون ساير اماكن و مناسك حج جزو علائم عبادى است: ( إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ... ).
سعى ميان صفا و مروه در اسلام با نيت خالص براى خداوند و نفى هرگونه شرك و بت پرستى و هدفى خاص صورت مىگيرد.
سعى زائر آنگاه كه رو به جانب صفا دارد اين است كه خود را تصفيه كرده، از صفاى الهى برخوردار شود و وقتى كه به سوى مروه مىرود، سعى مىكند مروت و مردانگى به دست آورد، زيرا مروه رمز مروت و مردانگى و صفا نشانه تصفيه و تهذيب روح است.
هاجر(عليها السلام) براى رسيدن به آب، در سعى خود، هفت بار از صفا به مروه رفت و از مروه به صفا آمد و ذكر «هَلْ بِالْبَوَادِي مِنْ أَنِيس» بر لب داشت تا آبى براى نوزادش بيابد. بر اثر دعاى حضرت ابراهيم(ع) هنگام اسكان و ترك همسر و فرزندش در سرزمين حجاز و نيز سوز و نيايش مادرانه هاجر، از زير پاى اسماعيل چشمه آب (زمزم) جوشيد و همچنان پس از گذشت هزاران سال مىجوشد، شايد سرّ اين كار - همان