76ضدّ هر نوع شرك جلّى و خفى است. بنابراين، براى غير خداى سبحان ظهورى نمىماند تا كسى بدو پناه برد و قدرتى براى غير خداى سبحان نيست تا كسى به آن چنگ زند، بلكه در آن جا ولايت مطلقه از آن خداوند است.
حج با لبيك ويژه خود، چه كوتاه و آهسته و چه بلند و آشكار، طرد كننده هر جاهليتى است كه بوده و هست و درهم شكننده هر بت جاهلى است كه تراشيده مىشود و كوبنده هرگونه باطل قديم وجديد است. بنابراين، حج شفابخش دلها از بيماريهاى شرك آلود؛ همچون ريا و هوا و بخل و خودپسندى است. 1
در تلبيه اسلام، روح توحيد و يكتاپرستى حاكم است كه مسلمانان پس از احرام آن را اعلام مىكنند و هر نوع شرك و دوگانگى را طرد مىسازند و در واقع نوعى برائت و تبرّى جستن است از هر چه غير خدا است:
«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لاَ شَرِيكَ لَكَ».
4 .طواف در عصر جاهليت
در دوران جاهليت، مردم پيرامون كعبه طواف مىكردند اما عبادت آنها سوت كشيدن و كف زدن بود. قرآن مىفرمايد: ( وَ مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاّٰ مُكٰاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ). 2
«و اگر به نماز خود اظهار نظر كنند، نمازشان جز سوت كشيدن و كف زدن گرد بيت (خانه) نباشد، پس (به كيفر اين كردار ناپسند) بچشيد عذاب و شكنجه را به آنچه انكار مىكرديد.»
اگر در كنار كعبه به زمزمه و نماز بايستند، سوت مىكشند. اگر تكبير بگويند، كف مىزنند؛ زيرا تكبير و زمزمه شرك آلود بيان انسانى نيست بلكه صفير و سوت است.
نيايش درحين طواف، مكاء و تصديه بود؛ مكاء به معناى صفيركشيدن و سوت زدن است. مكاء نام مرغى است كه آوازش صفيرى طولانى است. تصديه نيز كف زدن و غوغا كردن است.