139ى
افت جبرئيل بر رسول خدا(ص) نازل شده و گفت
:«يا مُحمّد اخْرُجْ مِنْ مَكّه ... اى محمد از مكه خارج شو!» كه در اين شهر ياورى براى تو نيست. قريش نيز بر رسول خدا(ص) هجوم آوردند آن حضرت نيز ترسان بيرون شد تا به كوهى در مكه كه به آن حَجون مىگفتند رسيد و آنجا ايستاد. 1
ابوطالب خبر خورده شدن صحيفه را به مشركان اطّلاع داد و همراه آنان به كنار كعبه آمد و پس از گشودن آن، صحّت سخن رسول خدا(ص) بر همگان پديدار گشت. وجدان برخى انسانها بيدار شد و آنگاه كه ابوطالب و همراهان به شِعْب بازگشتند، گروهى از رجال قريش سران خود را در مورد رفتارشان با بنىهاشم سرزنش كردند و گروهى از آنان، از جمله مطعم بن عدى و عدى بن قيس و زمعة بن ابى الاسود و ابوالبخترى بن هشام و زهير بن ابى اميه، سلاح پوشيده نزد بنىهاشم و بنىمطلب رفتند و از آنان خواستند كه از درّه بيرون آيند و به خانههاى خود بروند و آنان چنين كردند. بيرون آمدن ايشان از دره در سال دهم بعثت بود. 2
موسى بن عقبه مىگويد: چون خداوند متعال پيمان نامه سراپا مكر ايشان را نابود فرمود پيامبر و خويشاوندش از شِعْب بيرون آمدند و با مردم معاشرت كرده و ميان ايشان زندگى نمودند. 3
قصيده معروف شِعبيه (لاميه) را نيز ابىطالب در شِعْب ابىطالب سروده است و اين همان شعبى است كه فرزندان مطلب و هاشم همراه با رسول خدا(ص) به آن پناه بردند. 4
اسامى برخى از بنىهاشم كه همراه پيامبر(ص) در شِعْب محاصره شدند از اين قرار است:
1- ابوطالب بن عبدالمطّلب.
2- على بن ابيطالب(ع).
3- حمزة بن عبدالمطلب.