136عبدالمطلب وارد شِعْب شده، آنجا اجتماع كردند. فرزندان مطلب بن عبد مناف كه چهل نفر بودند از شِعْب حراست نموده، شب و روز به نگهبانى آن مشغول بودند و در طول سال جز موسم حج در ماه ذىالحجه، و عمره در ماه رجب از آنجا بيرون نمىآمدند. قريش از ورود خواروبار به شِعْب جلوگيرى كرده، فقط مقدار كمى بصورت پنهانى به دست محاصره شدگان مىرسيد كه كفافشان را نمىداد. در نتيجه وضعيت سخت شد؛ به شكلى كه مردم صداى گريه بچهها را از بيرون شِعْب مىشنيدند و اين دوران سختترين لحظات زندگى پيامبر(ص) و اهل بيت بزرگوارش در مكه بود. 1
كازرونى در مُنْتَقى و غير آن آورده است: ... بدنبال نوشتن عهدنامه، مشركان آزار فرزندان عبدالمطلب را آغاز نموده، اعلام كردند تنها راه سازش ميان ما و شما كشتن پيامبر(ص) است، در هر كوى و برزنى مسلمانان را كتك مىزدند و حق عبور از بازارها را از آنان گرفته، در شِعْب ابىطالب محصورشان نمودند. فرستاده وليدبن مُغَيره در ميان قريش فرياد مىزد: هر مردى از اينها را براى خريد جنسى يافتيد بر قيمت آن بيافزاييد. در چنين شرايطى ابوطالب فرزند برادرش (پيامبر(ص)) و فرزندان برادر و پيروان آنها را در شِعْب ابىطالب گردآورد.
آنان سه سال در شِعْب ماندند، سرانجام وضعيت بحدّى برآنان سخت شد كه صداى فرزندانشان، كه از شدت گرسنگى مىگريستند، از بيرون شِعْب شنيده مىشد ... 2
زمانىكه ابوطالب احساس كرد مشركان قريش براى كشتن رسول خدا(ص) متحد شدهاند، فرزندان عبدالمطلب را جمع نموده، دستور داد تا رسول خدا(ص) را درون شِعْب خود جاى دهند، او را حفاظت كنند ... پس بنىهاشم سه سال در شِعْب خويش ماندند ... شب هنگام كه همه به خواب مىرفتند ابوطالب رسول خدا(ص) را از بستر بيرون برده، يكى از فرزندان يا برادران و يا پسرعموهاى خود را به جاى آنحضرت مىخوابانيد تا پيامبر از توطئه احتمالى دشمن جان سالم بدر برد. 3
پس بنىهاشم به شِعْب ابىطالب كه امروزه به شِعْب على معروف است پناه آوردند،