109ابن عبداللَّه نيز اين مطلب را بيان مىكند و مىگويد كه: عتاب روز فتح مكّه اسلام آورد و پيامبر(ص) پس از فتح مكه، هنگام عزيمت به حُنين، او را حاكم مكّه قرار داد، او در آن سال (سال هشتم هجرى) امر حُجّاج مكّه را به عهده گرفت و مشركين نيز حجّ را به شيوه خود به عمل آوردند، سپس اضافه مىكند كه عتاب همچنان پس از رحلت پيامبر(ص) حكومت مكّه را داشت و ابوبكر نيز او را در اين منصب باقى گذاشت و سرانجام در اين منصب نيز وفات يافت. 1
سپس حكومت مكّه به حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصى بن كلاب قرشى هاشمى رسيد، كه در زمان خلافت عثمان در بصره درگذشت. حارث بن نوفل به بصره منتقل شد و در ولايت عبداللَّه بن عامر بن كريز خانهاى در آنجا ساخت و صاحب فرزندى شد به نام عبداللَّه كه به او «ببه» مىگفتند.
گفتهاند: پيامبر اسلام(ص) حارث را والى جدّه ساخت و از اين جهت او در حُنين شركت نداشت. پدرش پسر عموى پيامبر بود و در زمان حيات پدرش، پسرش عبداللَّه به دنيا آمد. وى در سال 35 هجرى درگذشت.
در كتاب صفين تأليف نصر بن مزاحم آمده است كه اميرالمؤمنين على(ع) او را مأمور قريش بصره كرد. در كتاب تجارب السلف، تأليف هندو شاه بن سنجر بن عبداللَّه صاحبى نخجوانى نوشته شده: او در صلح بين امام حسن(ع) و معاويه واسطه بود.
ابن سعد در كتاب طبقات خود، روايتى را از عبداللَّه بن حارث و او از پدرش نقل مىكند كه حضرت رسول اكرم(ص) نماز ميت را به آنها چنين تعليم داد: «خداوندا! زندگان و مردگان ما را ببخشاى و ميان ما را اصلاح كن و ميان قلبهاى ما الفت بيانداز. خداوندا! از بنده تو فلان بن فلان، جز خوبى چيزى نمىدانيم و تو داناترى به او، او را ببخشاى». به حضرتش گفتم: من كوچكتر قومم، پس اگر خير و خوبى نمىدانستم؟ فرمود: «جز آنكه مىدانى مگوى».