53هنگامى كه ابوالسرايا را به نزد حسن بن سهل در مدائن بردند، از او پرسيد: «تو كيستى؟». ابوالسرايا پاسخ داد: «سرى بن منصور». حسن گفت: «نه، بلكه تو نذل بن نذل و مخذول بن مخذول هستى». 1 آنگاه به هارون بن ابىخالد گفت: «برخيز و به انتقام خود و برادرت عبدوس بن عبدالصمد 2، گردنش را بزن». سپس حسن بن سهل دستور داد سر ابوالسرايا را در قسمت شرقى شهر و بدنش را در قسمت غربى شهر به دار آويختند. سپس غلامش ابوالشوك را نيز به قتل رسانيد و در داروازههاى شهر به دار آويخت.
گويند چون به دفاتر نگاه كردند، در جنگهاى ابوالسرايا و محمد، تنها از لشكريان بنىعباس، دويست هزار نفر كشته شده بودند. بدين طريق كار ابوالسرايا به اتمام رسيد و اين جنبش نيز مانند ديگر جنبشها خاموش شد. 3 گويند كه هنگام قيام و كشته شدن ابوالسرايا، ده ماه بيشتر طول نكشيده بود. او در هنگام اجراى حكم اعدام، بسيار فرياد مىكشيد و ناله مىكرد