451
پيدايى كه گمگشتهاش مىخوانند
حال و هواى حاجيان، در شب نهم ذىحجه، خيلى متفاوت است. گروهى شب را زود خوابيدند تا براى برنامههاى فشرده فردا كه تا غروب به طول مىانجامد، آماده و سر حال باشند. گروهى ديگر در بيرون چادرها، سجادهاى پهن كرده و سفره دل را با خداى عرفات باز كردند. از اين موقعيتها، هميشه كه پيش نمىآيد، بلكه شايد در تمام عمر، يكبار بيشتر پيش نيايد. عدهاى هم قدم زدن در عرفات را بيشتر ترجيح دادند؛ به اميد آنكه شايد چشمانشان به جمال آخرين حلقه از تبار آفتاب روشن شود. تا جايى كه پايشان جان داشت، قدم زدند و زمزمه كردند: «گلى گم كردهام مىجويم او را...» بىخبر از آنكه او پيداست، ما ساليانى است كه گم كردهايم خود را.
طلوع صبح اميد بر مسافران قبله
با طلوع صبح در صحراى عرفات، نور اميد هم به دل هزاران هزار مسافر قبله مىتابد. زائران ايرانى، صبح اميد را با سلام به سردار منتظر گره زدند. امين الله خواندند و دعاى فرج زمزمه كردند. آرامشى بهشتى بر صحراى عرفات و چادرهاى ايران حكمفرماست. هيچ خبرى از حرص و ستيز و ناآرامى نيست و همه در كنار هم، با صميميت و برادرى، خوشترين لحظات عمر خود را سپرى مىكنند. نه شب عرفات و نه روز آن و نه دعاى عرفه و برائت و حال و هواى زائران، با هيچ قلم و زبانى توصيفپذير نيست. تنها بايد دعا كرد آنان كه به اينجا نيامدهاند، بيايند و از نزديك تماشاگر راز باشند. (تصوير شماره 78)
فقط بانگ برائت ايرانيان در آسمان پيچيد
فرياد بلند برائت در موسم بندگى بر سر جغدهاى شوم زمانه، ارمغان ماندگار امام خمينى(ره) براى نسل امروز مسلمانان است. تا بيش از او، ساليانى دراز، مناسك حج در نيايشها و عبادتهاى باطنى خلاصه مىشد و از ارتباط و همدردى مسلمانان و يورش و شورش عليه ظالمان خبرى نبود. حج پيش از امام(ره)، حجى مرده، خنثا، لال و