402شُرب و مبرّاى از لوازم است 1 و ميوه مهمانى طائفان و عاكفانِ حرمِ وحى، تخلّق به اخلاق ملائكه خواهد بود؛ آرى در مائدۀ صوم و در مأدبۀ حج و عمره، چيزى جز نزاهت از فرود فرومايگى طبيعت و سعادت رسيدن به فراز فرا طبيعت نخواهد بود... . برخى از مهمانان مىكوشند تا صحنه قلب را از زيور دنيا زدگى پاك كنند تا فرشته عقل و عدل در آيد و بعضى از آنان مىجوشند تا با نزول ملك جمال و جلال، منظر دل، مفتوح العنوه شده و ديو را آواره نمايند. به هر تقدير، نغمه گروهى، «ديو چو بيرون رود فرشته در آيد» 2 است و آهنگ عدّهاى، «ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند» 3 مىباشد كه ( لَهُمْ دَرَجٰاتٌ ) . 4
دوم: عنصر محورى جريان حج و عمره، تنبّه تامّ به توحيد و نبوّت و معاد و تصوير عملى از اين اصول سهگانه، همراه با عدل و امامت است و تمام اعمال واجب و مستحب اين سفر چهارم از اسفار اربعه، از خَلق به خَلق با حق است يعنى در صحابت فيض خاص پروردگار، آغاز و انجام اين سير ملكوتى صورت مىپذيرد. مآثر وحى و نبوّت را مىتوان در آثار حضرت خليل خدا و حضرت حبيب پروردگار(ع) مشاهده نمود. ابراهيم خليل(ع) به عنوان امام مردم، بدون اختصا به عصر و مصرى معرفى مىشود: ( إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً ) ؛ 5 جامعه اسلامى، گذشته از افتخار امّت آن رهبر بودن، از فضيلت فرزند معنوى آن پدر روحانى بودن نيز برخوردار است: ( مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرٰاهِيمَ هُوَ سَمّٰاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هٰذٰا ) . 6 ائتساى امّت به امام و تأسّى فرزندان به