248تعداد بيشترى از عوامل به حج اعزام مىشدند و به همان اندازه از تعداد زائران اعزامى كاسته مىشد. اما از سالهاى 81 و 82 به بعد، به تدريج غذاى زائران ايرانى در آشپزخانههاى مجهز مكه و مدينه كه به سفارش ايران طراحى و ساخته شده بود، بهطور متمركز طبخ و توزيع شد.
در اين طرح، با حذف يك خدمه (كمك آشپز) از سازمان هر كاروان كه عددى بالغ بر 600 تا 700 نفر مىشد و اختصاص بخشى از اين تعداد به آشپزخانههاى متمركز، باقيمانده به متقاضيان اعزام به حج اختصاص يافت. افزون بر اين امتياز كه نتيجه آن اعزام زائران بيشترى به سفر حج است، با مكانيزه شدن فرآيند طبخ غذا و نظارت مستمر بازرسان بهداشت، سطح كيفى غذاها و بهداشت محيطى افزايش يافت. از سوى ديگر تمركز فعاليتها، به كاهش هزينههاى جانبى، نظير تداركات و حمل و نقل، انجاميد. اما همه چيز به اينجا ختم نمىشود.
اين رويكرد نيز نواقص و كاستىهاى خود را دارد كه تاكنون تدبير نشده و بعيد است در آينده نيز مرتفع شود. غذاى آشپزخانههاى متمركز، يكسان و يكنواخت است و با سلايق بومى و منطقهاى زائران سازگار نيست. همين امر موجب شده سطح نارضايتى زائران از طعم غذا افزايش يابد. در بُعدى ديگر، غذاها به دليل حجم بالاى مقدار آن و سرعت عمل در پخت، با حوصله آماده نمىشود و جا نمىافتد و در نتيجه كيفيت و طعم خود را به مقدار زيادى از دست مىدهد. افزون بر اينها از آنجا كه غذاى هر وعده، سه چهار ساعت قبل پخته و آماده و در فرهاى بزرگ برقى، گرم نگه داشته و به كاروانها تحويل مىشود، مزه و قوتى براى غذا باقى نمىگذارد.
به همه اين موارد، بايد اسراف و افزايش ميزان دورريز غذا را افزود. وقتى سرآشپزها در آشپزخانه متمركز، با زائران ارتباط ندارند، بالطبع از ميزان و مظنه مصرف روزانه هر كاروان بىخبر هستند. در اينصورت بايد براى جلوگيرى از كمبود غذا، به مقدار سقف مورد نياز يك زائر، غذا تهيه و توزيع شود. به هر حال، مقوله اسراف