147پيمودهاند؛ زيرا ديدهاند اهل بدعت، حريت در صداقت داشتهاند و كذب در نظرشان گناه بزرگى بوده است. ازاينرو به نقل روايات آنان پرداختهاند.
سپس وى با برشمردن تعدادى از راويان كه جزء خوارج، معتزله، مرجئه، قدريه و شيعه بودهاند، مىنويسد:
اهل علم و صاحبنظران، از گذشته تا به امروز، روايات اهل بدعت را تدوين، و به اخبار ايشان احتجاج كردهاند. پس اينگونه رفتار از صحابه، تابعان، تابعان تابعان و اهل علم، از گذشته تا به امروزه، با روايات اهل بدعت، بيانگر اجماعى است ازجانب ايشان بر قبول روايات مبتدعه.
خطيب بغدادى در نتيجهاى كه از اين بحث مىگيرد، همين تعامل و نوع رفتار سلف با اهل بدعت را بزرگترين حجت در اين باره دانسته و نوشته است: «هو اكبر الحجج في هذا الباب و به يقوي الظن في مقاربة الصواب». 1
گفتنى است، «نووى» نيز چنين معتقد است:
سلف و جانشينان ايشان، پشت سر معتزله و غير ايشان از اهل بدعت نماز خوانده و با ايشان در نكاح و ارث همانند ديگر مسلمانان رفتار كرده و احكام مسلمانان را در مورد ايشان اجرا كردهاند. 2