134هريك از اين راويان پذيرفته نيست. آنگاه وى با استناد به سخن آنان نوشته است: 1
اين سخن بر اين دلالت دارد كه شيعهبودن، دخلى در عدالت راوى و تضعيف وى ندارد. ازاينرو اگر برائت راوى شيعى، از كذب و غفلت ثابت شود، مىتوان به حديث او استدلال نمود؛ اگرچه غالى در تشيع باشد، باز ضررى به عدالت وى نمىزند؛ زيرا غلو در تشيع، سبب فسق نيست و سبب دخول آنان در مبتدعه نمىشود كه از جماعت مسلمانان خارجاند؛ چنانكه حافظ ابن حجر در مقدمه فتحالبارى نوشته است؛ زيرا همانگونه كه ذهبى گفته است، بيشتر تابعان چنين بودند؛ اما كسى روايت آنان را رد ننمود. در صحيحين، روايات زيادى از اهلِ غلو در تشيع نقل شده است. با اين بيان معلوم مىگردد كه روايات غالى در تشيع، همانگونه كه ابن دقيق و ابن حجر گفتهاند، مقبول است.
ظفر احمد تهانوى 2
تهانوى با تصريح به نداشتن اعتبار «تشيع» در جرح راويان، مىنويسد: «الغلوّ في