127و شترمرغهاى متعددى ديده شد كه در واقع انسان حيرت مىنمود 1 از تركيب و جثّه و خلقت آنها. در واقع كليه اين باغ تماشايى و ديدنى است و هركدام از اين اطاقهاى حيوانات از وحوش و طيور، خدمتكار معين دارد و در وقت غذا، آنها را غذا مىدهد. ولى اين باغ، نه جامع تمام حيوانات وحوش و طيور است، بلكه خيلى از وحوش و طيور را دارا نيست، وليكن در كلكته، باغ وحشى است از قرار تقرير هندىها كه از اين باغ بمبئى بهتر است.
بارى، در اين توقف بمبئى، سياحتهاى قشنگى شد از همه حيث؛ ولى افسوس كه شهر به اين بزرگى و خوبى، به قدرى كثيف و متعفّن است و بدى هواى او به درجهاى است كه اشخاص انگريزىها و اشخاص متمولين اين شهر، عصرها كه مىشود، تمام پراكنده مىشوند به اطراف؛ به ييلاقات و يا كوههايى كه در نزديكى شهر و در ميان دريا است و عمارات قشنگى ساختهاند و به آنجا مىروند. و مسافرينى كه در اين فصل، ورود به اين شهر مىنمايند، اغلب آنها ناخوش مىشوند.
دليل: در اين مسافرخانه كه ما هستيم كه اغلب مسافرين او ايرانى هستند، بعضى ناخوش هستند و هنوز مشغول دوا خوردن [57] مىباشند و چند روزى است كه آقاى داداش با متعلقه ايشان ناخوش شدند و قادر بر رفتن نزد حكيم نيستند و حكيم منزل مىآيد و مشغول مداواى ايشان هستيم. خداوند خودش صحت مرحمت فرمايد. و اشخاصى هم كه سلامت مىباشند، در واقع سلامت حقيقى نيستند.
غرض، از قرار تقرير اهالى 2، اغلب ناخوشى سخت اينجا مرض طاعون است كه گويا الآن هم در بعضى از نقاط تشريف دارد.