121است كه در تابستان در اطراف درياها مىشود؛ [به] خصوص درياى هند.
و خداوند قادر متعال، باران را در تابستان مىفرستد كه محصول برنج هم عمل آمده؛ اين است كه در باد و باران، دريا تلاطم و انقلاب دارد.
[برخى آداب و رسوم مردم شهر]
و در شب بيست [و] سوم رمضان، در پشت منزل، كثرت جمعيتى ديده شد كه لهو و لعب مىنمودند؛ رفتم به مناظره آنجا. ديدم جائى را زينت نمودهاند و چراغهاى برق آويختهاند و چند نفرى نشستهاند و ساز و طرب مىنوازند، ولى آلات لهو و لعب آنها نه به مثل آلات لهو و لعب ايران بود.
و جمعيت كثيرى از هندوان در روى نيمكت و صندلى نشستهاند و ايستادهاند و شخصى يك قهوه سينى در دست دارد و چيزى در ميان آن سينى شعله مىكشد و آن شخص در مقابل مردم مىرود، يا از دوده آن شعله و يا چيز ديگرى است به مثل دوده، از ميان سينى برمىدارد و به پيشانى مردم مىكشد و مردم هم از او برمىدارند به پيشانى او مىمالند. و در هر محله، امشب اين بساط است؛ يعنى هندوان.
[51] و از يك نفر ايرانى كه سالهاست متوقف در بمبئى است تحقيق نمودم؛ اظهار نمود كه امشب شب عيد بزرگ اين ملت است، به مثل شب عيد نوروز ايرانىها كه در سالى يك شب، چنين جشنى دارند.
بعد از ساعتى ازدحام، جمعيت آن معركه متوجه يك جاى ديگر شدند كه روبروى آن مجلس بود. شخصى در بالاى سكوئى ايستاده بود؛ چيزى به مثل نقلهاى خيلى ريزه به مردم مىداد؛ مردم مىگرفتند و مىخوردند.
أيضاً در فرداى آن روز، در ميان خيابان، صداى سازى شنيده شد. بعد از ساعتى ديدم جمعيت كثيرى مىآيند و يك زنى پيشاپيش همه مىآمد، ولى زينت نمودهاند و