117اغلب اهالى كه در وقتى كه عرق مىنمايند به مشام مىرسد و خود شهر هم بدبو و متعفّن است؛ يا به واسطه كثرت كارخانهجات و يا اصلاً طبيعى هوا مىباشد.
و در اين چند روز توقف ما در بمبئى، سرم متصل دَوَران دارد؛ گويا به واسطه بوى متعفّن اين شهر است و شايد به واسطه علت بد ديگر هم باشد.
[47] و از قرار تقرير يكى از اهل اطلاع، اين شهر داراى هيجده (18) لك نفوس است كه هر لكى صد هزار نفر، كه به حساب ايران مىشود سه كرور [و] سيصدهزار نفر انسان؛ ولى اغلب انسانِ صورتى هستند [و] در واقع از بهائم حساب مىباشند. 1
و متمول در اين شهر زياد است، ولى تمام مايه تجارت است و يا از كمپانى امتيازات و غيره و مستغلات 2، ولى ملك زراعت و ملك خود شهر كه زمين باشد، راجع به دولت است. و در شهر، هر كس هر مقدار زمين لازم داشته باشد، از دولت بايد اجاره نمايد، بعد بناء نمايد به طور دلخواه و همه ساله مال الاجاره زمين را به دولت بپردازد.
و در اين شهر، خانه به مثل ايران داراى محوطه و باغچه و اطاق نيست؛ بلكه منزلخانه و خانههاى اين شهر همان دكاكين و مغازههايى است 3 كه در خيابانها و در كوچهها بنا نمودهاند. فوق آنها را از سه مرتبه إلى پنج مرتبه اغلب بناها و إلى هفت مرتبه بعض بناها ساخته و منزل و خانههاشان مىباشد كه در تحت مغازه و فوقانى، تمام منزل سكنا است.
و بعض از هندوها منزل ندارند و شبها در ميان كوچهها و كنار خيابانها زندگى