125بود و نيازى نبود كه از حسن بن حسن، اين مطلب را نقل كند. زيرا ايشان خودش شاهد حوادث آن روز بوده و بايد خروج زينب را مىديد. چگونه مىتوان باور كرد كه حسن بن حسن، اين موضوع را بداند، ولى امام باقر(ع) آن را نداند؟ همچنين اين روايت، نمىگويد كه ايشان از مدينه به مصر رفت، بلكه مىگويد كه ايشان از مدينه خارج شد.
اين چيزى است كه ما نيز نهتنها انكارش نمىكنيم، بلكه ابن طولون (م953ه.ق) تصريح كرده است كه در واقعه حره، زينب(عليها السلام) به شام رفت. حسن قاسم هم به خروج اهل بيت(عليهم السلام) از مدينه در آن زمان، اعتراف كرده است.
اما خارج شدن زينب(عليها السلام) به سمت مصر، پذيرفتنى نيست؛ بهويژه اينكه گروهى از مورخان به وارد نشدن فرزندان صلبى و بلافصل على(ع)، و وفاتشان در آنجا تصريح كردهاند.
قبر فضه، جارى فاطمه(عليها السلام) كه هرگز از بانوى خردمند، زينب(عليها السلام) جدا نشد نيز، هنوز در شام مزارى معروف است كه درباره آن اختلاف نظر وجود ندارد. همچنين مزار خواهرش امكلثوم، در مقبره «باب الفراديس» دمشق است و هروى، ابن حورانى، بدوى مصرى و حسن بن يوسف بن عبدالهادى، (م 909 ه.ق) آن را ذكر كردهاند، و ما در جاى خودش، به تفضيل آن را بيان خواهيم كرد.
گرايشها و روحيات مسلمة بن مخلد أنصارى، امير مصر
بحثى كه در اينجا براى ما اهميت دارد، بررسى روايات عبيدلى به نقل از رقيه، دختر عقبة بن نافع، درباره استقبالكنندگان از زينب(عليها السلام)، هنگام ورودش به مصر است كه مىگويد: «مسلمة بن مخلد، عبدالله بن حارث و ابوعميره مزنى، به سمت ايشان رفتند و مسلمه به وى تسليت گفت و همگان گريه كردند».