107مصر اطلاع ندارد؟ همچنين ابن اسعد جرانى (م 600 ه.ق) كه صاحب كتاب «مزارات الأشرف» است، مقريزى، همان مورخ متخصص و محقق در تاريخ مصر (م845 ه.ق)، قاضى ابن ظهيره (م 891 ه.ق) و امام سيوطى (م 911 ه.ق) كه مؤلف كتاب «در السحابة فيمن دخل مصر من الصحابة» بوده و صدها مرد از صحابه، و هفت زن از صحابه كه ورودشان به مصر اثبات شده را ذكر كرده است، نامى از بانو زينب(عليها السلام) به ميان نياوردهاند. حتى ساير همقطاران سيوطى نيز در كتابهاى خود، از حضرت زينب(عليها السلام) صحبت نكردهاند.
عبيدلى ادعا مىكند كه زينب(عليها السلام) در مصر وفات يافت و مسلمه بن مخلد با گروهى در مسجد جامع بر وى نماز خواندند و با احترام و تكريم، وى را در اتاق خودش در الحمراء 1، دفن كردند، اگر اين ديدگاه صحت داشته باشد، چگونه مقبره ايشان در زمان خلفاى فاطمى كه قرنها حاكم مصر بودند، مخفى ماند؟ حال آنكه آنان به بهترين شكل، از اينگونه آثار، نگهبانى و پاسدارى مىكردند.
خواننده گرامى با جستوجو در منابع تاريخى، ملاحظه خواهد كرد كه چگونه فاطميان، به قبر بانوان علوى، عنايت ويژه داشتهاند و شيعيان در زمان آنان، بر سر مزار بانو كلثوم، دختر محمد بن جعفر صادق(ع) جمع مىشدند و به گريه و نوحه مىپرداختند. با اين همه نمىبينيم كه شيعيان بر سر مزارى كه منسوب به بانوى خردمند و پاره تن فاطمه(عليها السلام)، زينب كبرى(عليها السلام) باشد، گرد هم آمده باشند.