81
بررسى دلالى
ظهور اولى روايت اين است كه در عمره مفرده، بعد از انجام طواف و سعى و مُحل شدن، عمرهگزار مىتواند كوچ كند و از مكه خارج شود. چنين امرى بر اتمام اعمال عمره دلالت دارد و همانطور كه روشن است، ذكرى از طواف نساء در ميان نيست. پس اين روايت بر عدم وجوب طواف در عمره مفرده دلالت دارد.
اشكال اول
اشكالى كه در روايت قبل بيان شد اينجا نيز مطرح شده است؛ به اين بيان كه اولاً در اين روايت نيز ذكرى از تقصير يا حلق نيست؛ و ثانياً روايت در مقام بيان مناسك عمره نيست. بلكه تنها بر عدم ارتباط عمره مفرده با حج تأكيد دارد. 1 برخى ديگر نيز روايت را تنها از اين جهت در مقام بيان دانستهاند كه عمره مانند حج، اعمال و مناسك متعددى ندارد؛ بلكه عمده اعمال آن طواف و سعى است. 2
پاسخ
تعبير « ثُم يَحِل » در روايت، مىتواند به تقصير اشاره داشته باشد. بنابراين ذكر نكردن تقصير در اين روايت، اشكال محسوب نمىشود. از طرف ديگر چون بعد از طواف و سعى سخن از احلال است و ذكرى از طواف نساء نيست، روايت، هرچند با سكوت، در واجب نبودن طواف نساء ظهور دارد. اما انصاف اين است كه ادامه روايت، اين ظهور را سست مىنمايد؛ چون تعبير « فَإِنْ شَاءَ أَنْ يَرْتَحِلَ مِنْ سَاعَتِهِ ارْتَحَلَ »، هم مىتواند بر عدم ارتباط عمره با حج دلالت داشته باشد و هم بر اينكه اعمال عمره محدود است و عمرهگزار مىتواند در مدت كوتاهى آن را