76سعى انجام دهد و حلق نمايد. سپس فرمود: بايد بعد از حلق طواف ديگرى نيز به جا آورد.
بررسى سندى
از جهت سندى، ترديد در راوى اخير، گرچه بقيه روات توثيق شده باشند، روايت را از درجه اعتبار ساقط مىنمايد. برخى اين روايت را مجهول 1، و بعضى ديگر مرسل 2 دانستهاند. بنابراين روايت از جهت سندى معتبر نيست. ولى برخى شهرت را جابر ضعف سند اين روايت دانستهاند. 3
بررسى دلالى
از نظر دلالت، اين روايت بر لزوم طواف ديگرى، بعد از حلق، براى عمرهگزار ظهور دارد. البته نامى از طواف نساء، در روايت، نيامده است؛ ولى روشن است كه اگر بناست طوافى بعد از حلق يا تقصير لازم و واجب باشد، طواف نساء است. 4
نكته ديگر اينكه روايت مطلق است و شامل عمره مفرده و تمتع مىشود. ولى اين روايت توسط اخبارى كه در بحث عمره تمتع گذشت، تخصيص مىخورد. 5 البته برخى، با استفاده از لفظ «معتمر» كه در اين روايت آمده است، آن را ظاهر در عمره مفرده دانسته و تعبير حلق را نيز قرينه آن شمردهاند؛ چراكه در عمره تمتع تنها تقصير واجب است، نه حلق. 6 بنابراين دلالت روايت بر قول