109وجود ندارد و نيز بر روى نقشههاى جغرافيايى، اثرى از آنها به چشم نمىخورد، اما چنانكه از اين دو گزارش استفاده مىشود، تنها نقطه مشترك بين دو مسير كوفه و مدينه، مكانى به نام «منزل» است و از آنجا راه مدينه از كوفه جدا مىشود. از اينرو اگر نپذيريم كه اهلبيت(عليهم السلام) از همان شهر دمشق و دربار يزيد قصد رفتن به كربلا را داشتهاند، ممكن است آنان از اين نقطه مشترك، قصد رفتن به كربلا را كرده باشند.
بنابراين اگر از سخن ابننما و ابن طاووس چنين برداشت شود كه آنان مسيرى مشترك و طولانى براى مسير شام به مدينه و كربلا قائل شدهاند، نمىتواند تعبير اين دو انديشمند در اين باره درست باشد؛ مگر آنكه گفته شود كه اساساً اهلبيت(عليهم السلام) از همان راهى كه به شام برده شدند، به عراق بازگشتند كه البته اين احتمال در صورتى مىتواند بر واقع منطبق باشد كه اهلبيت(عليهم السلام) يا از همان دربار يزيد، مسئله رفتن به مزار امام حسين(ع) را نزد وى مطرح كرده و از او در اين باره موافقت گرفته باشند يا دستكم پيش از ترك تنها نقطه مشترك مسير كوفه و مدينه، يعنى اقامتگاه «منزل»، به صورتى موافقت او را احراز كرده باشند. در غير اين صورت، منطقى به نظر نمىرسد كه اهلبيت(عليهم السلام) بدون هيچ انگيزهاى، از راه عراق به مدينه بازگردند.
شواهد ديگر
از مجموع آنچه نوشته شد، امكان حضور اهلبيت(عليهم السلام) در اربعين سال 61ه .ق بر مزار امام(ع) اثبات شد؛ اما آيا در خارج نيز چنين حادثهاى اتفاق افتاده است؟ در پاسخ بايد گفت، چنانكه نوشته شد، برخى نويسندگان همانند ابوريحان بيرونى و شيخ بهائى، تصريح كردهاند كه حضور اهلبيت(عليهم السلام) در روز