63
1. بعثه «آيتالله مكارم شيرازى»
به دنبال اعضاى بعثه، داخل هتل قديمىبسيار سادهاى كه روبهروى ساختمان قصرالدخيل قرار گرفته است، مىروم. هنوز نمىدانم نخستين بعثهاى كه مىرويم، بعثه كداميك از مراجع است. با ديدن تابلوى ورودى ساختمان با عنوان «بعثه آيتالله العظمى ناصر مكارم شيرازى» مشخص مىشود كه به كجا آمدهام.
حضور نماينده مقام معظم رهبرى و علماى بعثه در بعثه آيتالله مكارم شيرازى، با شادمانى بسيارى مورد استقبال واقع شد. آپارتمان قديمى با كولرهاى متعدد روشن كه به زحمت آن را كمىخنك مىكرد، همه بعثه و تشكيلات دفترى آن را تشكيل مىداد.
گفتوگوهاى آقايان بسيار دوستانه و درمورد چگونگى آمدن شروع شد و اندك اندك به روش ممانعت مقامهاى عربستان از آوردن كتابها و رسالهها منتهى گرديد.
صميميت گفتوگوها با پذيرايى با چايى و نقل بيدمشك و شادمانى بسيار آقاى «نظرى منفرد»، رييس بعثه آيتالله مكارم بيشتر شد. اما گفتوگوهاى پر هياهوى دو طرفه و نيز سر و صداى كولر مجبورم كرد تا با دقت بسيار بيشترى به بحثها گوش دهم كه بيشتر در مورد صميميتها و وقايع كشور بود.
2. بعثه «آيتالله موسوى اردبيلى»
در اينجا بحث از حضور در مراسم زيارتها و بقيع مطرح شد و حجتالاسلام والمسلمين مهدوى رئيس بعثه در مورد حضور در بقيع خاطرهاى را تعريف كرد بدين شرح كه يكى از مبلغان حاضر در بقيع از آقاى مهدوى مىپرسد: آيا قرآن را حفظ هستيد؟ ايشان پاسخ منفى مىدهد و مبلغ وهابى، حفظ نبودن قرآن را مستند بطلان عقايد شيعه دانسته و مىگويد: « هذا دليل علي بطلانكم »؛ «اين دليل بر بطلان عقيده شما است [كه قرآن را حفظ نيستيد]».