241رحمت خداوند و بارش نعمت كه معمولاً پس از عيد قربان و اعمال حج در منا اتفاق مىافتند، غوغايى از لطف صاحبخانه را نشان مىدهد.
نيمساعتى در ميان باد و رعد و برق و بارش تند باران توقف مىكنيم. منطقه از انواع زبالهها پر شده است. حاجيان، چادر خواب و چادرهاى كوچك سفرى و وسايل خود را جمعوجور مىكنند و به گوشهاى پناه مىبرند. داخل يك چادر كوچك، يك دختربچه آفريقايى 5 ساله و سه پسربچه ديگر كه به همراه مادرشان براى دستفروشى آمدهاند، به شدت گريه مىكنند. به قدرى كه از شدت گريه، گلوى دختر بچه خشكيده است. با عجله رفتم و از كاميون يكى از كاروانها، يك بطرى آب گرفتم و به دخترك دادم. آب را قبول نمىكند. مقدارى ميوه و آجيل كه همراه همسرم بود را به دختر مىدهيم، ولى او از من نمىپذيرد. من هم آجيل را كنارش مىگذارم و مىروم.