132
ديدار با بعثه و انديشمندان عراقى
با آمدن هيئت عراقى در ساعت 8 شب، يكى از ديدارهاى جدى بعثه انجام شد. غروب كه رسيدم، متوجه شدم آقايان همه آمدهاند و من كمى از آنها عقب ماندهام. البته كسى هم منتظر من نمىماند و فقط چشمهاى نگران اميرالحاج كه براى ثبت وقايع مرا به شدت مىپايد، سخت آزارم مىدهد. اميرالحاج كه در مورد ضرورت تعامل و رفتوآمدهاى دو طرف و تقويت و تحكيم دوستىها صحبت مىكرد، مرا در جلسه پيدا نمىكند؛ چون من ناچار هستم به خاطر حال و روز بد خود به پشت دوربين و ديوار پناه ببرم تا قيافه سرما خورده و چشمان پف كرده و سرخ شده مرا، اعضاى هيئت خارجى و اصحاب جلسه نبينند.
به سرعت دست به كار مىشوم و گزارش ديدار هيئت عراقى را مىنويسم؛ هيئتى كه از جمعى از علماى شيعه و سنى عرب و كرد و تركمن تشكيل شده است. مىخواهند در مورد عراق و مردم آن سخن بگويند، بايد بر هويت شيعى و سنى، كرد و عرب و تركمن تأكيد شود و همين هويت چندگانه و درهم و برهم است كه عراق را به كشورى هزار ملت و هزار رنگ تبديل كرده است. همه آقايان بازى قدرت بلدند و بازى در ميان بازيگران ماهر و كاركشته بسيار سخت است. اما همين قدرت بازيگرى اين گروهها، اين بركت را داشته كه با وجود تلاشهاى آمريكا، عربستان سعودى و القاعده و اروپايىها، هنوز عراق گرفتار جنگ داخلى و تشتت سياسى شديد نشده است. بحران عمده عراق، بحران عدم توافق است؛ چراكه همه مىدانند هرچه امروز بريدند، همان مىشود سهم آنها در آينده تاريخى عراق، و اين نكتهاى است كه شايد بسيارى متوجه ظرافت و اهميت آن نباشند.
اميرالحاج ايران كه درباره همكارىهاى دوطرف توضيح مىداد و نگرانىهاى خود را برمىشمرد، بر ضرورت استفاده از تجربيات ايران در امر حج تأكيد مىكند و مىگويد: