209انديشههاست! هرگونه ناخالصى و ناپاكى در نيت و عمل انسان، او را از دستيابى به اسرار حج و نتايج فراوان آن محروم مىكند.
ابوبصير نابينا مىگويد؛ سالى به مكه مشرف شدم، كه امام محمدباقر(ع) نيز همان سال مشرف بودند. از نشانهها و علامتهايى كه وجود داشت، فهميدم زائران زيادند. با تعجب گفتم:
«ما أكثَرَ الحَجيج وَ أكثَرَ الضَّجيج»؛ «امسال چقدر زائران زيادند و چه نالههاى زيادى دارند!» امام باقر(ع) به ابو بصير فرمود:
«ما أَقَلَّ الحَجيج وَ اكثَرَ الضَّجيج»؛ «حاجيان چه كم هستند و ناله و فرياد و سر و صدا زياد!» اى ابوبصير جلو بيا. ابوبصير به امام(ع) نزديكتر شد. حضرت دست مبارك خود را بر چشم ابوبصير گذاشت. وى ناگهان صحراى وسيعى را ديد كه بسيارى از موجودات آن صحرا حيوان بودند، ولى مؤمنان در ميان آنان اندك مانند ستاره درخشان ديده مىشدند. ابوبصير گفت:
«صدقت يا مولاي!»؛ «اى مولاى من راست گفتى».
«ما أقل الحجيج و اكثر الضجيج!» آن گاه حضرت دعا فرمود و ابوبصير به حال اول برگشت. ابوبصير گفت: «اگر نعمت را كامل مىكردى و چشمان من هميشه بينا مىشد، به سعادت مىرسيدم!» امام(ع) فرمود: «ما بخيل نيستيم و خداوند نيز به تو ظلم نكرده است؛ اما اگر اين كار را براى تو انجام دهم و مردم بفهمند، ممكن است ظرفيت نداشته باشند و درباره ما غلوّ كنند؛ درحالىكه ما بندگان خداييم و از عبادت و بندگى او استكبار نداريم. ما در پيشگاه حق تعالى منقاد و مطيع هستيم و در اين امر، هيچگاه خسته نمىشويم». 1