143دوم، از بابت قداست و امنيت حرم؛ در مناسك حج با سركشىهاى نفس مقابله شده و دست و زبان و ديگر جوارح انسان از فسق و ظلم باز داشته شده است؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ...) 1 بيشترين عامل ايذاء و تعدى به شخصيت يا حقوق ديگران، دست و زبان است. حج به گونهاى تشريع و برنامهريزى شده كه علاوه بر محدوديتهايى كه مسلمان در وضعيت عادى دارد، در حال احرام، اعضا و جوارح به ويژه دست و زبان حجگزار را نيز مهار مىكند و به تربيت او مىپردازد؛ چنانكه 2 امام صادق(ع) مىفرمايد:
إذا أَحْرَمْتَ فَعَلَيْكَ بِتَقْوى الله وَذِكرِ الله وَقِلَّةِ الكَلامِ إلّابِخَيْرٍ، فإنَّ تَمامَ الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ أَنْ يَحْفَظَ المرءُ لِسانَهُ إلّامِنْ خَيْرٍ، كَما قالَ اللهُ تَعالى: فَمَنْ فَرَضَ فِيِهنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدالَ فِي الْحَجِّ. 3
هرگاه محرم شدى، بر تو باد به تقواى الهى و ذكر خدا و اندك سخنگفتن؛ مگر در خير و نيكى، زيرا كمال حج و عمره، آن است كه آدمى، زبان را به چيزى جز خوبى نگشايد؛ همانگونه كه خداوند مىفرمايد: «در حج، كامجويى و فسق و جدال نيست».
آرى، حج تمرين زندگى اجتماعى است. حاجيان در اين سفر الهى و معنوى تمرين مىكنند كه با همنوعانشان زندگى مسالمتآميز