272شدند، پاسخ داد: «احبّ ان اعظّم حديث رسول الله(ص)»؛ «دوست دارم از حديث پيامبر(ص) تعظيم و تكريم بيشترى به عمل آورم».
مناظره مالك با منصور دوانيقى در توسل به رسول خدا(ص)
قاضى عياض در شفاء، از ابن حميد، يكى از شاگردان برجسته امام مالك نقل مىكند: در سفرى كه ابوجعفر منصور به مدينه نمود، در كنار قبر رسول خدا(ص) با امام مالك پيرامون مسألهاى بحث كردند.
منصور در اين بحث گاهى با صداى بلند صحبت مىكرد. مالك گفت: يا اميرالمؤمنين در اين مسجد نبايد با صداى بلند سخن بگويى: زيرا خداوند گروهى را با اين آيه نكوهش كرد: (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَرْفَعُوا أَصْوٰاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ...) و گروه ديگر را با اين آيه مدح و تعريف نمود: (إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ...) و باز گروه ديگر را با اين آيه مورد ملامت قرار داد: (إِنَّ الَّذِينَ يُنٰادُونَكَ مِنْ وَرٰاءِ الْحُجُرٰاتِ أَكْثَرُهُمْ لاٰ يَعْقِلُونَ).
مالك سپس گفت: احترام پيامبر(ص) پس از مرگش، مانند حال حياتش، بر همه مسلمانان لازم است. منصور گفتار مالك را پذيرفت و سكوت اختيار كرد. سپس پرسيد: اى ابوعبدالله، به هنگام دعا كردن رو به قبله بايستم يا رو به سوى قبر پيامبر(ص)؟
مالك پاسخ داد: اى اميرمؤمنان، چرا از پيامبر(ص) رو بر مىگردانى در حاليكه او در قيامت وسيله شفاعت و آمرزش تو و پدرت آدم خواهد بود! آرى رو به سوى او كن و او را به پيشگاه خدا شفيع قرار ده تا خدا هم شفاعت او را درباره تو بپذيرد؛ زيرا خودش فرموده است: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً). 1
امام مالك در چهاردهم ربيع الاول سال يكصد و هفتاد و نه در هشتاد و پنج سالگى و به قولى در نود سالگى در مدينه به درود حيات گفت و در بقيع دفن گرديد. 2