127گرچه نمىتوان به طور دقيق تاريخ تحول مدفن ائمه بقيع(عليهم السلام) را، از شكل مسكونى به يك زيارتگاه عمومى، مشخص نمود، ولى اولين و قديمىترين مدينهشناس و مورخ؛ عبدالعزيز بن زباله- زنده در سال 199- در مورد اين حرم شريف و همچنين در مورد حرم حضرت حمزه(ع) مطلبى دارد كه گوياى تاريخِ تقريبى تغيير و تحول در هر دو حرم شريف مىباشد.
ابن شبه متن گفتار ابن زباله را در مورد اين دو حرم به ترتيب چنين نقل مىكند:
1. قال عبدالعزيز: «دفن العباس بن عبدالمطلب عند قبر فاطمة بنت اسدبن هاشم في اول مقابر بنيهاشم التي في دار عقيل و يقال انّ ذلك المسجد بنى قبالة قبره...» 1
عباس بن عبدالمطلب در اول مقابر بنىهاشم و در كنار قبر فاطمه بنت اسد - كه در خانه عقيل قرار گرفته - دفن شده است و مىگويند اين مسجد (موجود) در مقابل قبر عقيل بنا شده است.
2. قال عبدالعزيز: «والغالب عندنا انَّ مصعب بن عمير و عبدالله بن جحش دفنا تحت المسجد الذي بنى على قبر حمزه و انه ليس مع حمزة أحدٌ في القبر». 2
غالب علماى ما (دانشمندان مدينه) بر اين باورند كه مصعب بن عمير و عبدالله بن جحش در زير مسجدى كه در روى قبر حمزه ساخته شده، مدفون گرديدهاند و اما در داخل قبر حمزه بجز خود او، كسى دفن نشده است.
از اين دو سخن ابن زباله، دو مطلب به دست مىآيد:
الف) اينكه در قرنهاى اول اسلام به حرمها و ساختمانهايى كه بر روى قبور شخصيتهاى مذهبى بنا مىگرديد (مسجد) گفته مىشد و كلمه حرم، مزار و مشهد از اصطلاحاتى است كه در قرنهاى پنجم و ششم به وجود آمده و لذا احمد مقدسى كه از علماى قرن چهارم و از جهانگردان و جغرافىدانان اسلامى است، در مورد حرم حضرت حمزه - مانند ابن زباله - همان تعبير (مسجد) را بكار برده است و مىگويد: «احد كوهى است در سه ميلى مدينه كه در دامنه آن، قبر حمزه در داخل مسجد است و جلو آن يك چاه است. 3