92و به خاطر بياور هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل مىآفرينم! هنگامى كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، براى او به سجده افتيد.
يعنى خداى تبارك و تعالى امر كرده، به اين خليفهاى كه از جنس خاك است، سجده كنيد؛ پس بشر نيز مأمور به اطاعت و سجده در برابر اوست.
كسى به جز برگزيدگان خدا به اين جايگاه بلند نخواهد رسيد؛ چنانكه قرآن كريم در آيههاى تطهير، مباهله، مودت، فيء، انفال، خمس و بسيارى از آيات ديگر اين مطلب را بيان كرده است كه اين جايگاه به پيامبران و اوصياى آنها اختصاص دارد. امام رضا(ع) نيز زمانى كه به محمدبنفضل امر كردند تا دانشمندان و متكلمان را در خانه حفصبنعمير در كوفه جمع كند، به اين مطلب اشاره كرده، و فرمودند:
اى مردم! آيا منصفترين مردم كسى نيست كه با دشمن خود از كتاب و دين و ملت و شريعت او استدلال كند؟ جواب دادند آرى. سپس فرمود: پس بدانيد امام نيست، مگر كسى كه قيام كند به آنچه پيامبر(ص) قيام نموده، هنگامى كه متصدى امامت شده است. شايسته امامت نيست، مگر كسى كه با تمام ملتها، درباره امامت با برهان استدلال كند. رأسالجالوت پرسيد آن استدلال براى امامت چيست؟ فرمود: اينكه عالم به تورات، انجيل، زبور و قرآن كريم باشد؛ با اهل تورات از تورات آنها؛ با اهل انجيل از انجيل آنها، و با اهل قرآن از قرآن آنها دليل و برهان بياورد؛ تمام لغات را بداند، بهطورى كه هيچ زبانى نباشد كه از آن اطلاع نداشته باشد و با هر قومى به زبان خودشان صحبت كند. با تمام اين اوصاف نيز بايد پرهيزگار و پاكيزه از هر ناپاكى و مبرا از هر عيب باشد؛ عادل، منصف، حكيم، رئوف، مهربان، بخشنده، عطوف، راستگو، خيرخواه، نيكوكار، امانتدار، مطمئن، كاردان و توانا باشد.
نصربنمزاحم از جاى برخاست و گفت: درباره جعفربنمحمد(عليهما السلام) چه مىفرمايى؟ فرمود: چه بگويم درباره پيشوايى كه تمام امت محمد(ص) گواهاند بر اينكه دانشمندترين مردم زمان خود بود. پرسيد: درباره موسىبنجعفر(عليهما السلام) چه مىگويى؟ در جواب فرمود: او نيز مانند جعفر(ع) بود. [نصر] گفت: مردم درباره او در شگفت بودند. حضرت فرمود: موسىبنجعفر(عليهما السلام) مدتى ميان مردم