118بود كه در زمان پدرش معاويه از مردم گرفته شد و مردم هم بيعت كردند و به اين بيعت، گردن نهادند؛ اما هنگامى كه معاويه از دنيا رفت، حسن و حسين بن على [(عليهما السلام)] و ابن زبير از بيعت با او خوددارى كردند.
حسين[(ع)] و ابن زبير در تصميمشان مبنى بر بيعتنكردن به خطا رفتند؛ زيرا بيعت با يزيد، شرعى بود و اين بيعت در زمان زندگى پدرش معاويه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولى خداوند در آنچه مقدر مىفرمايد، حكيم و عليم است. آن امتها هم بنا به تقدير خداوند درگذشتند و از دنيا رفتند. شما را به خدا قسم! من دوست ندارم اين مطالب را از من نقل كنيد. اينها مسائلى است كه گذشته. تاريخ هم اين مطالب را به شكلهاى مختلف حكايت كرده است. ولى به هر شكل اين قضايا گذشته و تمام شده... . يزيد و حسين [(ع)] بيش از هزار و اندى سال است كه از دنيا رفتهاند... ولى به عقيده من، بيعت يزيد بن معاويه، شرعى بوده است! و حسين [(ع)] را نصيحت كردند كه از مدينه به عراق نرود، او را نصيحت كردند كه بيعت كند؛ ولى او نپذيرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسيارى از صحابه او را از رفتن به عراق برحذر داشتند و به او گفتند كه رفتن به عراق، بهمصلحت او نيست. ولى حسين [(ع)] اين نصيحتها را نپذيرفت... و خدا هم هرآنچه مقدر فرموده بود، انجام شد و... .
با وجود اين ما براى حسين[(ع)] از خداوند درخواست رضايت مىكنيم و براى او عفو و بخشش را خواستاريم. مقدرات الهى، حكمتهايى دارد كه ما از آن آگاه نيستيم... اصلاً فايده نقل اين مطالب چيست؟ حسين [(ع)] هر اشتباهى كرده، براى خود كرده است... اهل سنت و جماعت معتقدند كه واجب است تا به فرمانهاى كسى كه با او بيعت شده و مردم، حول او گرد آمدهاند، گوش فرا داده شود و از او پيروى گردد! و قيام و سركشى عليه او نيز حرام است و از همينرو خروج و قيام حسين [(ع)] عليه يزيد حرام بود!... ما مىگوييم. حسين [(ع)] در قيامش عليه يزيد اشتباه كرد و براى او بهتر بود كه اين كار را نمىكرد. باقىماندن او در مدينه و بر آنچه مردم بر آن اجتماع