96روبهرو هستند؛ چه اينكه يا خود مستطيع مالى بوده و از اين طريق راه حج برايشان باز مىشود، و وصيتى از متوفا در خصوص نيابت نشده است يا نايب مجاز به استفاده از فيش متوفا نيست؛ چون باقى ورثه رضايت ندارند يا نايب در قرائت صحيح نماز و انجام اعمال حج توانايى لازم را ندارد و به اصطلاح معذور است، و يا... . بنابراين لازم است صلاحيت فقهى نايب براى انجام حج نيابى احراز شود.
سؤال اينجاست آيا ولىفقيه يا نماينده او مىتواند كسانى را كه به نيابت از ديگرى به حج مشرف مىشوند، محدود به اخذ مجوز شرعى كند و با توجه به نظر مرجع تقليد نايب، صلاحيت نيابت حج او احراز شود و در صورت عدم احراز صلاحيت فقهى، او را از حج نيابى محروم سازد تا با توجه به سهميه اندك حج، نوبت به كسانى كه صلاحيت دارند برسد؟
در پاسخ به اين سؤال بايد گفت وقتى صلاحيت او احراز نشود، حاكم اسلامى يا نماينده او در حوزه حج و زيارت مىتواند با توجه به منع فقهى نيابت، محدوديتهايى براى او در سفر به حج وضع كند و چنانچه صلاحيت نيابت او احراز نشود، او را از سفر به حج محروم سازد؛ چه اينكه اگر نايب خود استطاعت مالى داشته باشد و وصيتى براى نيابت دركار نباشد يا ورثه راضى به استفاده از فيش متوفا نباشند، حج نيابى او صحيح نيست و علاوه بر اين براى خود نيز نمىتواند حج انجام دهد. بنابراين حاكم اسلامى يا نماينده او مىتواند، از باب نهى از منكر، او را از سفر به حج با آن فيش ثبت نامى منع نمايد. 1
لازم به ذكر است اينها بخشى از محدوديتهاى حاكم اسلامى براى سفر افراد به حج است كه از باب نمونه به سه گروه اشاره گرديد كه در برخى موارد از باب حفظ مصالح جامعه اسلامى و حكم حكومتى، و در برخى موارد از باب نهى از منكر، اعمال محدوديت و محروميت از حج صورت مىگيرد.