51خود امام(ع) را داشتند؛ چون قطعاً منصوبين ائمه(عليهم السلام) براى تكتك كارها نمىتوانستهاند از حضرت اجازه بگيرند.
فقيه نيز همينگونه است و در زمان عدم بسط يد ائمه(عليهم السلام)، والى و حاكم است. تنها تفاوت در اين است كه ولات منصوب تنها در جغرافياى خاصى حق اعمال ولايت داشتند، اما فقها در هر محدودهاى كه بسط يد داشته باشند، ولايت دارند.
مستفيض «اللّهم ارحم خلفائى» نيز با توجه به اينكه فقها را جانشينان پيامبر اكرم(ص) معرفى مىكند، از لحاظ محدوده، تمام امورى را كه رسول خدا(ص) از جهت حكومت داشته، شامل مىشود.
با توجه به عبارت «فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ» در توقيع شريف نيز مشخص مىشود تمام اختيارات حكومتى امام(ع) براى فقها جعل شده است. بنابراين هر آنچه شأن امام معصوم، از جهت حاكم بودن و حكومت كردن بر امت اسلامى، است، براى فقيه نيز ثابت است و هر آنچه مربوط به شئون عصمت و امامت است، منحصر به وجود و حضور خود ايشان مىباشد.