209او، و در غير اين صورت، از نزديكترين محل ممكن به بلد، صورت گيرد. 1
ج) محل مُحرِم شدن: احرام در قضاى حج فاسد، بايد از ميقات باشد؛ 2 همچنين برخى از فقها در قضاى عمره فاسد شده (چه افراد چه تمتع)، محل احرام را مواقيت پنجگانه، 3و شمارى ديگر ادنىالحل دانسته، 4 و برخى صرفاً در عمرة فاسد شده در حج افراد، ادنىالحل را مكان احرام شمردهاند. 5
د) نوع حج: نوع حج قضا (تمتّع، قِران يا افراد) تابع حج اصلى است؛ يعنى حجگزار همان وظيفهاى را كه در حج اصلى داشته است، در قضاى آن هم دارد. ازاينرو در مواردى كه عدول از يكى از انواع حج به ديگرى جايز باشد، در حج قضا نيز اين چنين است. 6 البته به نظر برخى، اگر وظيفه حجگزار در حجةالاسلام، قران يا افراد بوده، مىتواند قضاى آن را به صورت تمتع انجام دهد؛ زيرا تمتع نسبت به قران و افراد فضيلت بيشترى دارد؛ همچنين اگر حج اصلى حجةالاسلام نباشد، حج قضا را مىتوان به هرصورت (قران، افراد يا تمتع) انجام داد. 7
ه) تداخل در اسباب حج قضا: در برخى موارد ممكن است دو يا چند سبب از اسباب پيشين، حج قضا را واجب سازد؛ مانند آنكه پس از فساد يا فوات حج، حجگزار مُحصَر يا مصدود شود. در فرض اجتماع احصار و فساد حج، لازم نيست براى هر سبب، حج جداگانهاى بهجا آورده شود. بلكه اداى يك حج قضا در سال آينده كافى است؛ همچنين در اين صورت، احصار، كفاره افساد حج را اسقاط نمىكند و فساد حج