181
5. واجب كردن استلام حجرالأسود جهت احياى سنت رسول خدا(ص)
با توجه به روايات اهلبيت(عليهم السلام) مشخص مىشود برخى از اهلسنت با تأسى به خليفه دوم كه معتقد بود حجرالأسود هيچ ضرر و زيانى ندارد 1، استلام آن را ترك مىكردند. ائمه اطهار(عليهم السلام) جهت احياى سنت رسول خدا(ص) مبنى بر استحباب استلام حجر، به انجام آن امر كرده و آن را واجب نمودند، تا بدعت ترك استلام از بين برود و وقتى اين بدعت از بين رفت دوباره بر استحباب آن تأكيد كردهاند.
در اين روايت دقت كنيد:
عَن معاوية عن ابي عبدالله(ع): كُنّا نَقولُ لابُدَّ مِن إستلامِه فى اوّلِ سَبعِ واحِدة ثُمَّ رأينا الناس قد كَثُروا و حَرَصوا فلا. 2
امام صادق(ع) مىفرمايد: ما قبلاً مىگفتيم: بايد يكبار در ابتداى هفت دور طواف حجر را استلام كرد، اما ديديم جمعيت مردم زياد شده و مشتاق استلام زياد است، ديگر نه.
با توجه به اين روايت و روايات مشابه 3، وجوب استلام حجرالاسود حكمى حكومتى بوده است.
با توجه به نمونههاى مذكور، پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم (عليهم السلام)، به عنوان حاكم جامعه اسلامى، با در نظر گرفتن مصالح مسلمانان، در اعمال و مناسك تصرف كردهاند و اين از مصاديق حكم حكومتى در مناسك و تصرف در اعمال حج است. نظر به مطالبى كه در بخش نخست كتاب، در مورد محدوده ولايت فقيه مطرح شد، مشخص مىشود ولى فقيه نيز، به عنوان جانشين آنان در امر حكومت، مىتواند و بايد، در صورت لزوم، مصالح عامه مسلمانان را در نظر بگيرد و در تمامى اعمال، از جمله حج، تصرف كند؛ براى مثال، فقها، در مورد جواز ذبح قربانى در خارج سرزمين منا، مباحثى