126از حساسيت خاصى برخوردار است؛ چنانكه حجاج با دستور اميرحاج منصوب از جانب حاكم عربستان، به عرفات، مشعر و منا مىروند و در برخى موارد، امكان مخالفت با عموم حجگزاران وجود ندارد.
از اواخر دوره صفوى به اين سو، به علل گوناگون، اختلاف در ثبوت هلال ذىحجه ميان شيعه و سنّى، به صورت گستردهاى، مطرح گرديد و معمولاً در صورتى كه حجاج نمىتوانستند به تشخيص خود عمل كنند، همراه با اهل سنت وقوف در عرفات و ساير اعمال را انجام مىدادند. حتى در صورت تقيه و ترس، سخنى از اجزاء و صحت حج نبوده، بلكه با عمره مفرده و هدى از احرام خارج مىشدند و حج از آنان فوت مىشد. 1
پس از تحقيق و پژوهش بسيار در كتب قدماى اصحاب، روشن شد كه مسئله اختلاف در ثبوت هلال (اختلافى كه منسوب به حكم حاكم يا قاضى مخالف است)، حتى به صورت فتوا هم منعكس نشده است؛ تا جايى كه صاحب جواهر مىنويسد: «لا أجد كلاما لهم فى ذلك». 2 بله، شهيد ثانى در بحث «صَدّ»، اين مسئله را از مصاديق صدّ شمرده است. 3
به هرحال، اين مسئله مورد توجه فقهاى متأخر قرار گرفته است؛ چنانكه شيخ انصارى (م1281ه .ق) در بيان مناسك حج، بر عدم حجيت حكم حاكم مخالف فتوا داده 4 و برخى همچون سيد محمود شاهرودى (م1394ه .ق) آن فتوا را تأييد كردهاند. 5