58شيعه، با ترفند قومگرايى و تفرقهافكنى بين شيعه و سنى، مىكوشد جناح اهلسنت را سرپرستى كند. بنابراين ما در بررسى منازعات عصر حاضر، بيشتر رديههاى شيعه و وهابيت عليه يكديگر را نام خواهيم برد. هرچند هنوز بسيارند سنيانى كه براى رد شيعه كتاب مىنويسند.
1. رديههاى شيعه
همانگونه كه پيشتر نيز اشاره شد، اختلافهاى شيعه و سنى بر محورهاى خاصى متمركز بوده و با وجود همه تلاشهاى وحدتگرايانه، هنوز هم به سرانجامى دست نيافته است. در كنار متفكرانى كه فرامذهبى مىانديشند و براى وحدت و انسجام مسلمانان مىكوشند، متعصبان تندرو و در رأس همه وهابيان تكفيرى قرار دارند كه در راستاى اهدافى خاص، كوركورانه اختلافات را تشديد مىكنند و با پررنگ كردن زمينههاى تفرقه، بر موضوعهاى ويژهاى بيش از ديگر موارد تكيه مىكنند. مسائل اصلى كه محور حملات وهابيون ضدشيعه به شمار مىروند، مباحث زيارت، شفاعت، تبرك، ساختن ضريح و بارگاه، عزادارى، عدالت صحابه، رجعت، تقيه و... است و رديهها نيز بيشتر درباره همين موضوعها نگاشته شدهاند.
برخى كتابهاى تأليف دانشمندان شيعه براى رد وهابيت و سلفىگرى عبارتاند از: «الرد على الوهابيه»، چند تن از علما كتابى با اين نام دارند از جمله: «ميرزا محمد على بن ابىالقاسم غروى اردوبادى» (م. 1312ه .ق)، «محمدجواد بلاغى» (م. 1351ه .ق)، «سيد محمد بن