54باشد، به همان ميزان نيز مخالفان عقيدتىاش احساس خطر بيشترى كردهاند و به حجم تبليغات تخريبى خود افزودهاند. 1 به خصوص پس از روى كار آمدن دولتهاى شيعى، اين مسئله به روشنى محسوس و مشهود است. 2 ازاينرو پس از انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى(رحمه الله)، در كشورى شيعه مذهب كه به شدت افكار جهان اسلام را تحت تأثير ظلمستيزى و ايستادگى در برابر قدرتهاى سلطهگر غيرمسلمان قرار داد و ميان ملتهاى ستمديده و آزادىخواه جهان، به خصوص مسلمانان، هواداران فراوانى يافت، نويسندگان تندرو و متعصب سلفى و وهابى براى جلوگيرى، يا كاستن از موج بيدارى و گرايش مسلمانان به ويژه جوانان به سمت ايران، صدها كتاب و مقاله عليه شيعه و ايران كه با انقلابش به ترويج اين مذهب كمك كرده بود، نوشتهاند. از بررسى آثارى كه درپى مىآيد، اين حقيقت روشنتر، و نابرابرى اين تقابل نمايانتر خواهد شد؛ اما به سبب نقش فعال وهابيت در منازعات سياسى - مذهبى عصر كنونى، سزاوار است جايگاه مذهبى اين تفكر از ديدگاه ديگر مسلمانان بيان شود.
وهابيت كه ريشه در تفكرات سلفىگرى سدههاى نخستين اسلامى و مشخصا مذهب حنبلى دارد، از آغاز پيدايش، با همه مسلمانان درگير شدند و جز پيروان خود، همه، از جمله پيروان ابوحنيفه، مالك و شافعى، را