51يكى از رديههايى كه بر شيعه در هند نوشته شد، رساله عارف مشهور احمد سرهندى است. وى دليل نگاشتن رساله خود را چنين بيان مىكند: «هنگامى كه ازبكها وارد خراسان شدند، شيعيان به سمت هند آواره گشتند و اينجا قدرتى يافتهاند. اكنون وظيفه من است تا به آنان پاسخ دهم». اين زمانى بود كه رديه علماى ازبك بر شيعيان و پاسخ علماى مشهد به آنان كه جوابيه متينى بود، در هند انتشار يافته، و موجى به نفع شيعه ايجاد كرده بود. احمد سرهندى نقدنويسى بر شيعه را در هند بنياد نهاد. البته در همين دوره آثار قاضى نورالله هم در هند انتشار يافت و ادبيات نقد دو طرف را توسعه بخشيد. 1
ب) رديههاى دانشمندان شيعه
شيعيان نيز درباره موضوعهاى گوناگون تاريخى، فقهى، كلامى، قرآنى و حديثى و در رد گروهها و جريانهاى مختلف رديه نوشتهاند كه در اينجا، چند نمونه ذكر مىشود:
«ابومحمد هشام بن حكم» (م. 199ه .ق): «الوصية والرد على منكريها»، «امامة المفضول»، «الحكمين»، «الرد على المعتزله و طلحة و الزبير»، «الرد على المعتزله» 2؛ «ابومحمد ثبيت بن محمد عسكرى»، صحابى عسكريين(عليهما السلام): «توليدات بنىاميه فى الحديث وذكر الأحاديث الموضوعه»؛ 3